تبليغاتX
! virgools
این چند نفر...
سلااااام وبلاگم

سالیانی میگذره ر از روزی که تصمیم گرفرتم دیگه ننویسمت. الان اومدم هیچ فک نمیکردم بعد گذشت قریب ۲ سال پسووردم یادم مونده باشه!

خیلی وقته که میخوام بیام یه جایی وو درد دلامو بنویسم. خواستم یه دل نوشته جدید دست و پا کنم ولی فعلا تا انتخاب یه سر در مناسب همینجا چند روزی مهمون میشم. نمیدونم شایدم نمک گیر بشم!

ررروزها وو ماهها وو سالها گذشت و ویرگول بعد شکوندن شاخ غول کنکور وارد دیار نا کجا آباد سهند شد. دست بر قضا سر از پایتخت در اوورد ولی گویا ناکجاآباد خیال آسوده گذشتنش رو نداشت. این شد که برگشت به دیاری که چندان دل خوشی ازش نداشت.

ولی وقتی برگشت تصممیم گرفت یه کاری کنه که به جای عذاب کشیدن از روزاش لذت ببره. ۱ سال و نصفی موفق بود و این تصمیمش محقق شد ولی ترم آخریش زیاد جالب نبود. الان هم که دیگه کم کم باید بار سفر رو ببندیم..

ویرگول دلم گرفته...

-------------------------------------------------------------------------------------

بازم میام با هم بحرفیم خالا فعلا برم یه دستی به سر و روت بکشم که بد جور غبار روزگار روت نشسته..

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 اردیبهشت1389ساعت 20:47  توسط ویرگووول  |